عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

138

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

شتابان ببريد يا از كسانى هستى كه به آنان سوگند مىدهى مرا برگردانيد ، به كجا مىبريدم ؟ گويد : چشمهاى هشام به اشك نشست و از خوشى خود بازايستاد و شروع به گفتن اين جمله كرد كه « مرگ بسنده‌تر واعظ است » . غضيض « 14 » هم گفت : نداى اين زن رشته‌هاى دلم را بريد ، هشام گفت : كار سخت و جدى است . آنگاه خادم را فراخواند و از ايوان فرود آمد و رفت . غضيض همانجا خوابيد ، كسى در خواب او آمد و به او گفت : تويى كه شيفته به زيبايى خود و سرگرم به ناز و عشوه خويشتنى ، در آن هنگام كه در شيپور رستاخيز دميده شود و گورها شكافته گردد و از آن براى رستخيز بيرون آيند و نتيجه كارهايى را كه پيشاپيش فرستاده‌اند ببينند چگونه خواهى بود ؟ او ترسان از خواب پريد و از مستى بدر آمد ، يكى از خدمتكاران خويش را فراخواند تا براى او آب آورد و خود را شست و تمام لباس و زيور خود را بيرون آورد ، تن‌پوشى مويين بر تن كرد و كمر خود را با رشته‌اى استوار بست و جوالى بر گردن افكند و عصايى در دست گرفت و ناگاه به مجلس هشام درآمد ، هشام او را نشناخت ، او بانگ برداشت كه من غضيض كنيز توام ، بيم‌دهنده‌اى فرارسيدم كه بيم او سراپاى گوش وجودم را درهم كوبيد ، تو هم كه خواسته و بهره خويش را از من گرفته‌اى ، اينك آمده‌ام تا مرا از قيد بندگى دنيا آزاد فرمايى ، هشام گفت : چه فاصله‌اى ميان اين حالت و آن حال كه سرگرم شادى بودى پديد آمده است ، برو كه تو در راه خداوند متعال آزادى ، آهنگ كجا دارى ؟ گفت : آهنگ بيت الحرام دارم ، هشام گفت : برو كه هيچكس را بر تو اعتراضى نخواهد بود . او در حال پارسايى از دار الخلافة - دمشق - بيرون شد و رغبت به آخرت كرد و به راه خود ادامه داد تا به مكه رسيد و آنجا مجاور شد . همه روز را روزه و همه شب را در حال قيام و عبادت بود و براى روزى خود دوك‌ريسى مىكرد ، شبانگاه نخست به طواف مىپرداخت و سپس به حجر اسماعيل مىرفت و عرضه مىداشت : اى گنجينه و اندوخته من ! تو خود همه ساز و برگ منى ، پروردگارا اميدم را مبر و مرا به آرزويم برسان و فرجام مرا نيكو قرار ده و بخشش خود را به من فراوان فرماى . او همچنان همواره در كوشش به بندگى و عبادت بود تا آنكه گذشت شب و روز زيبايى

--> ( 14 ) . يكى از معانى غضيض ، طرفه و تر و تازه و شاداب است و ظاهرا نام اصلى اين زن است يا نامى است كه هشام بر او نهاده است .